زمان مطالعه: 10 دقیقه
علاقمندی

No account yet? Register

مغالطه در استدلال چیست؟ و چه تاثیری در تصمیم گیری دارد؟

مغالطه در استدلال چیست و چه تاثیری در تصمیم گیری دارد؟

سرفصل های این محتوا

مطالب فریبکارانه را پیدا کنیم و از گمراه کردن دیگران بپرهیزیم.

تحقیقات بعمل آمده توسط یک “دانشگاه معروف“، تاثیر تصاویر دلپذیر بر روی انگیزه را مورد بررسی قرار داد. طی این تحقیق، در اولین پنج دقیقه‌ی کاری کارمندان، تصاویری از بچه حیوانات و جلوه‌های طبیعی زیبا به آنها شان داده‌شد.
نتایج شگفت‌انگیز” این تحقیق، نشانگر جهش ده درصدی سود در سه ماهه اول سال و همچنین بیشترین حد درآمد در سراسر طول سال بود؛ بنابراین، نمایش تصاویر دلپذیر به کارمندان، “روشی عالی” برای افزایش انگیزه و بهبود بهره‌وری آنها می‌باشد.

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟ آیا شما نتیجه تحقیق را باور می‌کنید؟

نه؛ نباید باور کنید!…

این بحث، شامل تعدادی از “مغلطه‌های منطقی” است؛ ولی نتیجه تحقیق را اگر باور هم کرده باشید، نباید احساس نگرانی کنید؛ چرا که در این نقل قول به شکل ماهرانه‌ای از برخی تکنیک‌های خیلی رایج و تاثیرگذار استفاده شده‌است تا “عقل و منطق” خواننده را تحت تاثیر خود قرار دهند. در ادامه این مقاله به شما نشلن خواهیم داد که این تکنیک‌ها چه هستند و “روش تشخیص” آنها چیست.

مغالطه‌های منطقی چه هستند؟

یک “مغالطه منطقی” که به آن سفسطه هم گفته می‌شود، گفتاریست که ظاهرا درست به نظر می‌آید، اما هنگامی که آن را با قوانین منطقی مورد سنجش قرار می‌دهیم، پی به نادرست بودن آن می‌بریم. از سفسطه‌های منطقی، غالبا برای گمراه کردن مردم استفاده می‌شود تا با فریبکاری، چیزهایی را باور کنند که با روش دیگری باورشان نمی‌شود.

توانایی تشخیص یک “استدلال معتبر” از یک “دلیل ساختگی” در واقع یک “مهارت مهم” است؛ مهارتی که “جنبه کلیدی” یک “تفکر انتقادی” را شکل می‌دهد و مانع لز افتادن شما به دام “اخبار جعلی” می‌شود.
اگر دچار یک مغلطه‌ی منطقی بشوید، ممکن است براساس “نتیجه‌گیری ساختگی” ناشی از آن، تصمیماتی بگیرید که سبب پشیمانی شما در آینده شود.
اگر در استدلال‌های خود از مغلطه‌های منطقی استفاده کنید ممکن است خودتان را “ساده‌لوح” یا “ناشی” نشان دهید؛ و یا بدتر از اینها شاید فردی “متقلب” جلوه کنید.
اکنون، “رایج‌ترین مغالطه‌های‌های منطقی” را با هم مورد بررسی قرار می‌دهیم تا با شناخت این مغلطه‌ها بتوانید در زندگی کاری خود از آنها دوری کنید.

مثال‌هایی از مغالطه‌هایی منطقی

آیا مثالی را که در ابتدای مقاله آوردیم، یادتان هست؟ در این مثال، بر دو نوع از رایج‌ترین سفسطه‌های منطقی، تکیه شده‌است: “توسل به اقتدار” و “القاء نادرست“؛ که در ادامه با جزئیات بیشتری به آنها می‌پردازیم.

توسل به اقتدار

اینجاست که شما به یک” منبع متخصص” متوسل می‌شوبد تا اساس استدلال خود را ایجاد کنید. در متن ابتدای این مقاله، منبع ظاهراً متخصص “یک دانشگاه مشهور” است. ذکر کلمه “دانشگاه” به معنای اقتدار و تخصص است و استدلال شما با تحقیقات دقیق پشتیبانی می‌شود. تاثیر گفتار شما با ذکر یک “نام واقعی” برای دانشگاه بیشتر هم می‌شود.

اما ذکر نام هم به تنهایی برای اثبات استدلال شما کافی نیست؛ حتی اگر دانشگاه شما واقعی باشد و در آن تحقیقات واقعی جریان داشته باشد، باز هم برای حمایت از استدلال شما کافی نیست! اصلا شاید نقل قول نادرست باشد، سوء تفاهم شده‌باشد؛ و یا حاوی هشدارهای مهمی باشد که باعث تضعیف نکات مورد نظر شما بشود.
سعی کنید تکیه زیادی بر روی اقتدار متخصص یا یک منبع داده واحد نداشته باشید.

القاء نادرست

این مغلطه، شما را مجبور به استنباط “رابطه علیتی” می‌کند که “علت و معلول” آن مشخص نیست! تقدم برخی اتفاقات بر اتفاقات دیگر به معنی وجود یک “رابطه منطقی و علی” بین دو اتفاق نیست.
در مثال ما بین نشان دادن تصاویر دلپذیر به کارمندان و بهبود عملکرد شرکت، شاید ارتباطی وجود داشته باشد و شاید هم وجود نداشته باشد. ممکن است عوامل متعدد دیگری در این کار، دخالت داشته باشند.
همچنین می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که بهبود بهره‌وری در اثر افزایش انگیزه کارمندان بوده‌است. این نیز یک القاء کاذب دیگر است.
اینکه آیا تصاویر دلپذیر، تاثیر مستقیمی روی انگیزش و در نتیجه بهره‌وری داشته‌اند، به طور کلی در این مثال نشان داده‌نشده‌است.

سایر مغالطه‌های منطقی رایج

در مثال بالا از دو نوع مغلطه استفاده‌شده‌است‌، اما مغلطه‌های منطقی بسیاری وجود دارد که ممکن است در محل کار خود با آنها روبرو شده‌باشید. در اینجا به شش مورد از مغلطه‌های منطقی رایج می‌پردازیم.

مغالطه شیب لغزنده

استدلال شیب لغزنده،”، متکی بر ایجاد این تفکر است که بدترین اتفاقات ممکن، وقتی پیش می‌آیند که اقدام خاصی صورت می‌گیرد. البته لزوما هم این گونه نیست؛ به مثال زیر توجه کنید:
“اگر به آقای مرادی اجازه دهیم پنجشنبه‌ها دو ساعت زودتر برود به زودی شرکت را باید از عصر روز چهارشنبه تعطیل کنیم”

بررسی این مثال نشان می‌دهد که این یک “استدلال سفسطه‌آمیز” است. خیلی بی منطق است که تنها با دادن اجازه به آقای مرادی برای اینکه پنجشنبه‌ها دو ساعت زودتر از شرکت برود، نتیجه‌گیری کنیم که کم کم همه کارمندان آنقدر در این امر، پیشروی می‌کنند که خواهان اجازه تعطیلی کار از یک روز قبل‌تر شده و بزودی از عصر روزهای چهارشنبه‌، شرکت، خالی از کارمند خواهد شد.

مغالطه‌ی توسل به اکثریت یا مغالطه هم رنگ جماعت شدن (Bandwagon Fallacy)

کسانی که تحت تاثیر “مغالطه توسل به اکثریت” قرار دارند، تنها به دلیل “محبوبیت یک گزاره” یا مورد حمایت زیاد بودن آن به راحتی در جهت باور آن ایده یا گزاره سوق داده می‌شوند. اما این واقعیت که تعداد زیادی از مردم با چیزی موافق هستند به آن چیز، حقیقت و درستی نمی‌بخشد.

مثال:

“ما همه مشتریان را در فروشگاه مورد بررسی قرار دادیم و متوجه شدیم همه آنها با شبانه روزی باز بودن فروشگاه به عنوان یک ایده عالی موافق هستند. ما باید هرچه سریعتر یک برنامه 24 ساعته تنظیم کنیم”.

در واقع، قبل از اینکه بتوانید از یک نظرسنجی غیر رسمی مانند این نتیجه بگیرید، باید سوالات بیشتری را مورد بررسی قرار دهید؛ به عنوان مثال این که:
این افراد چه کسانی بودند؟ آیا آنها واقعاً ساعت 2 بامداد از فروشگاه چیزی خریداری خواهند کرد؟ اگر چنین است، هر چند وقت یک بار این خرید را انجام می‌دهند؟ آیا دخل و خرج با هم تناسب دارند؟

با این وجود، به خاطر داشته‌باشید که اعتقاد تعداد زیادی از مردم به چیزی دلیل نادرست بودن آن چیز نیست.
همیشه سعی کنید انتقادی بیندیشید و از “استدلال‌های افراطی” دوری کنید.

نکته:
مغالطه توسل به سنت“، مشابه مغالطه توسل به اکثریت است. در این موارد، محور استدلال بر اساس چیزهایی شکل می‌گیرد که “همیشه” انجام شده‌ یا “به‌شکل گسترده‌ای” اتفاق افتاده‌است؛ به عنوان نمونه:
“ما همیشه، مدیرعامل خود را از میان ردیف‌های استخدامی، استخدام کرده‌ایم، اگر این کار را خارج از این حوزه انجام می‌دادیم، با اختلاف نظرها و درگیری‌های زیادی مواجه می‌شدیم”

مغالطه‌ی توسل به اکثریت یا مغالطه هم رنگ جماعت شدن (Bandwagon Fallacy)

مغالطه دوگانه جعلی (The False Dichotomy Fallacy)

مغالطه دوگانه جعلی” در واقع به یک “یا این..یا آن” وابسته است و به این شکل است که شما دو گزینه ایجاد می‌کنید و مردم را به انتخاب یک گزینه از بین آن دو مجبور می‌کنید. در حقیقت، هیچ یک از این دو گزینه شاید بهترین انتخاب نباشد و گزینه‌های بسیار دیگری نیز در دسترس باشد. اما این استدلال باعث می شود که به نظر برسد، گزینه پیشنهادی شما تنها گزینه موجود است.

مثال:
“مابه عنوان هیئت مدیره یا باید پیشنهاد اولیه را تصویب کنیم یا از نابودی آهسته شرکتمان به دست رقبا در رنج باشیم”.

در این مثال، تقریباً گزینه‌های دیگری نیز وجود دارد که هیئت مدیره می‌تواند آنها را بررسی کند. و آیا جمع آوری سرمایه حتی پاسخی برای بهبود یا حفظ موقعیت رقابتی شرکت است؟

مغالطه پهلوان پنبه یا مغالطه حمله به مرد پوشالی (The straw man fallacy)

مغالطه پهلوان پنبه” در واقع ایجاد یک بحث نادرست و سپس رد کردن آن است. در این مغالطه، اعتقاد بر این است که “ضد استدلال” درست است و دلیلی برای رد استدلال طرف مقابل ارائه نمی‌شود، بلکه شخص مغالطه‌کار، موقعیت نادرستی را به طرف مقابل نسبت می‌دهد و سپس با بیان استدلال خود در واقع باعث تضعیف موقعیت او می‌شود.و موقعیت خود را قوی‌تر نمایش می‌دهد.

مثال:

“در یکی از مناطق شهری، یکی از اعضای شورای شهر با هدف گسترش شبکه شهرداری، قصد دارد دوربین‌های جدید کنترل سرعت را در مناطق پرجمعیت اضافه کند. مخالف این طرح می گوید: “آنها می‌خواهند همه ما برای همیشه رانندگی را كنار بگذاریم. آنها می‌خواهند مالکین خودروهای شخصی و مسافرانی را که مالیات خود را پرداخت می‌کنند مجازات کنند.”

همان‌طور که می‌بینید، مخالف طرح با این استدلال که تغییرات پیشنهاد شده توسط عضو شورای شهر به ضرر رانندگان است، به جای برطرف کردن نگرانی‌های واقعی مثل افزایش مرگ و میر ناشی از برخورد خودروها و سطح سطح ترافیک، خیلی راحت موقعیت پیشنهاد دهنده طرح را خراب می کند.

نکته:
توجه داشته باشید که استدلال سفسطه‌آمیز پهلوان پنبه را با پیشنهاد پهلوان پنبه اشتباه نگیرید.

شما با پیشنهاد پهلوان پنبه در واقع شروع به طرح نیمی از ایده خود نموده و سپس از آنجا “نقب” می‌زنید به سمت “بهترین پایان” برای بیان محصول خود!

پیشنهاد پهلوان پنبه” برخلاف “استدلال پهلوان پنبه” اگر با اهداف خیرخواهانه و شفاف به‌کار برده شود، در واقع یک “فرآیند تاثیرگذار” خواهد بود.

مغالطه اسکاتلندی واقعی (The No True Scotsman Fallacy)

مغالطه اسکاتلندی واقعی” که گاه “مغالطه توسل به خلوص” هم نامیده می‌شود، راهی برای رفع نقص از یک استدلال یا انتقاد است؛ در روند این مغالطه، میزان قانع کننده بودن “ضد استدلال” مهم نیست و شخص مغالطهَ‌گر برای اینکه “شواهد متناقض” در “رد استدلال“، اعمال نشود، مفاد استدلال خود را تغییر می‌دهد.

مثال:

مشتری به مغازه‌دار گفت:” یک اسکاتلندی هرگز روی فرنی خود، شکر نمی‌ریزد و مغازه‌دار در پاسخ او گفت:” من یک اسکاتلندی را می‌شناسم که روی فرنی خود، شکر می‌ریزد”. مشتری در جوابش گفت: “یک اسکاتلندی واقعی هرگز روی فرنی خود شکر نمی‌ریزد.”

همان‌طور که در این مثال آمده‌است، مشتری با اضافه کردن کلمه “واقعی” به استدلال خود شرایط آن را تغییر می‌دهد؛ این بدان معناست که فردی که مغازه‌دار به او اشاره می‌کند یک اسکاتلندی واقعی نیست و مشتری با این روش از موضع خود دفاع می‌کند.

مغالطه اسکاتلندی واقعی ( The No True Scotsman Fallacy)

انتخاب مشاهده‌ای
منظور از “انتخاب مشاهده‌ای” این است که در فرآیند یک بحث، “جنبه‌های مثبت” آن را مورد توجه قرار داده و “نکات منفی” آن را نادیده بگیرید و سعی کنید تنها با ارائه نیمی از داستان، بحث خود را “قانع‌کننده‌تر” کنید.

مثال:

من می‌دانم که آگهی‌های تلویزیونی ما از تبلیغات رادیویی اثرگذارتر هستند. اعداد نشان می‌دهند که مخاطبان تلویزیون، دو برابر بیشتر هستند و جامعه هدف ما تبلیغ تلویزیونی را 38 درصد، بیشتر از مجاری رادیو به خاطر می آورند.

آنچه این بحث نتوانسته به آن بپردازد، “هزینه و بازده سرمایه گذاری” بر روی تبلیغات تلویزیونی در مقابل تبلیغات رادیوئی می‌باشد. آیا 38 درصد “افزایش ماندگاری” باعث “افزایش تبدیل” میزان مخاطب به مشتری شده‌است؟ چند درصد از شنوندگان رادیو در مقابل تماشاگران تلویزیون واقعاً این محصول را خریداری می کنند؟

علاقه‌مندی شما به یک ایده باعث می‌شود، راحت‌تر به انتخاب مشاهده‌ی بپردازید، مخصوصا اگر در تولید آن نقش داشته باشید.

مغالطه آمار تعداد اندک” مفهومی مشابهی با انتخاب مشاهده‌ای دارد. در این حالت، شما مشاهده‌ای را انجام داده، سپس از آن برای نتیجه‌گیری کلی استفاده می‌کنید.

به عنوان مثال، “من هرگز از رستوران سر خیابان غذا نمی‌گیرم. یکی از دوستانم که از این رستوران غذا گرفته بود، می‌گفت غذای آنها سرد بوده و او آن را پس فرستاده‌است.

این نظر، مبتنی بر یک تجربه بد است و لزوماً به این معنی نیست که آن رستوران همیشه غیرقابل اعتماد است. شاید دوست فردی که در مثال آمده، دیر اقدام به خوردن غذای خود کرده و یا شاید هوا سرد بوده و یا پیک، سفارش را دیر رسانده و غذا در طول مسیر سرد شده باشد.

چگونه از مغالطه‌های منطقی جلوگیری کنیم؟

برای” ردیابی مغالطه‌های منطقی” باید یک “روش اساسی” برای کار با یک استدلال داشته باشید. در منطق، یک استدلال، مجموعه‌ای از عبارات است که در آن، یک جمله از جمله یا جملات دیگر استنباط می‌شود.

دو عبارت وجود دارد:

مقدمات“؛ عباراتی هستند که برای بیان شواهدی، جهت نتیجه‌گیری یک استدلال ارائه می‌شوند.
نتایج“؛ گزاره‌هایی هستند که از شواهد ارائه شده، استنباط می‌شوند.

برای معتبر یا منطقی بودن یک استدلال، باید مقدمات، کاملاً نتیجه‌گیری را تایید کنند. این کار به یکی از دو روش انجام می‌شود:

1. استفاده از استدلال قیاسی

در این نوع استدلال، شما با مقدمات کلی شروع می‌کنید و به یک نتیجه خاص و مشخص می‌رسید.

پیش فرض 1: شرکت آب منطقه‌ای تهران تصمیم گرفت که برای به حداقل رساندن هزینه‌های اضافی و تعدیل نیرو، اخراج خود را فقط به کارمندان شاغل در منطقه 3 شهری اختصاص دهد.

پیش فرض 2: آقای مرادی کارمند سازمان آب، نامه اخراج دریافت کرد.

نتیجه گیری: آقای مرادی، کارمند منطقه 3 شهری سازمان آب منتطه‌ای تهران بود.

2. استفاده از استدلال استقرایی

در استدلال استقرایی، شما با “مقدمات خاص” شروع می‌کنید و به یک “نتیجه کلی” می‌رسید. در این منطق “از پایین به بالا” از مقدمات برای رسیدن به نتیجه‌ای استفاده می‌شود که “محتمل” است، اما “قطعی” نیست.

مثال

پیش فرض 1: طی پنج سال گذشته، تبلیغات اسفندماه، به‌طور متوسط تاثیر ​​15 درصدی بر افزایش فروش داشته است.

پیش فرض 2: در این پنج سال، تبلیغات
تابستانی، هیچ تاثیر قابل توجهی در افزایش فروش نداشته است.

نتیجه گیری: برای افزایش فروش، بهتر است تبلیغات امسال را در اسفندماه انجام دهیم تا در تابستان.

برای بررسی اینکه آیا استدلالی که به شما ارائه شده، دارای منطقی محکم است یا خیر،
از این دو آزمون استفاده کنید.

در صورت قبولی در این آزمون‌ها می‌توانید از سالم بودن استدلال اطمینان حاصل کنید.. اگر این چنین نشد، باید دنبال اطلاعات بیشتر و شواهد پشتیبان باشید.

امتیاز کلیدی

مغالطه‌های منطقی، استدلال‌هایی هستند که اگرچه ممکن است “قانع کننده” به نظر برسند، اما چون مبتنی بر یک منطق معیوب هستند، “فاقد اعتبار” می‌باشند.

این مغالطه‌های منطقی، ممکن است به دلیل “اشتباهات ناخواسته” در استدلال یا “عمداً” برای گمراه کردن دیگران استفاده شوند.

توجه به مغالطه‌های منطقی، ممکن است بر اساس استدلال‌های نامعقول، شما را در جهت اخذ تصمیمات نادرست، سوق دهد و استفاده خود شما از آنها حتی اگر به اشتباه هم صورت بگیرد به اعتبارتان لطمه می‌زند.

آگاهی از نحوه تشخیص مغالطه‌های فلسفی، یک مهارت ارزشمند است“. با یادگیری نحوه ساخت یک استدلال منطقی و با تفکر انتقادی درباره استدلال‌هایی که می‌شنوید و می‌خوانید، قادر به کسب این مهارت ارزشمند خواهید بود.

اشتراک گذاری در twitter
توئیتر
اشتراک گذاری در linkedin
لینکدین
اشتراک گذاری در telegram
تلگرام
اشتراک گذاری در whatsapp
واتس‌اپ
اشتراک گذاری در print
نسخه PDF

پاسخ‌ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. پیشنهاد میکنم کمی در مورد فلسفه هم بنویسید چون بسیار جذاب هست.

      1. متشکرم. من در خبرنامه عضو بشم مطالب رو دریافت میکنم؟

مقالات مرتبط با موضوع فعلی

همه آن چیزی که باید درباره راهنمای اینستاگرام یا Instagram Guide بدانید
آموزش اینستاگرام و کسب درآمد از راه اندازی پیج
فرشید امین‌زاده

همه آن چیزی که باید درباره راهنمای اینستاگرام یا Instagram Guide بدانید

اینستاگرام گاید یا راهنمای اینستاگرام یک قابلیت جدید است که به تازگی به اینستاگرام اضافه شده. این قابلیت جدید یک روش متفاوت برای به اشتراک

ادامه مطلب »
۱۱ روش ایده‌یابی برای وبلاگ‌نویسی
آموزش تولید محتوا و نویسندگی برای وب سایت
مرتضی اکبری

۱۱ روش ایده‌یابی برای وبلاگ‌نویسی

وقتی به عنوان نویسنده برای چندمین بار ایده‌ای برای وبلاگ‌نویسی ندارید چه می‌کنید؟ راه‌حل سد نویسندگی یا به طور کلی کمبود ایده چیست؟ همه‌ی نویسندگان

ادامه مطلب »
فرآیند مناسب حل مسئله در یک کسب و کار چیست؟
حل مسئله؛ خلاقیت در عبور از موانع
محمد محسن ناصح

قدرت حل مسئله شما چقدر است؟

فرآیند حل مسئله شما چقدر برای کسب و کارتان مناسب است؟ “مهارت‌های حل مسئله” اساسا مهم هستند؛ اگر: هدف شما موفقیت در کسب و کارتان

ادامه مطلب »

متن سربرگ خود را وارد کنید

متن سربرگ خود را وارد کنید

متن سربرگ خود را وارد کنید

متن سربرگ خود را وارد کنید

ورود به حساب کاربری